تبلیغات
تازه كار " وبلاگی متفاوت و نو " - داستان جالب سخن گفتن طوطی

خانمی‌طوطی ای خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند و به صاحب مغازه گفت: این پرنده صحبت نمی‌كند. صاحب مغازه پرسید: آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی‌ها عاشق آینه اند. آنها تصویرشان را در آینه می‌بینند و شروع به صحبت می‌كنند. آن خانم یك آینه خرید و رفت. روز بعد دوباره آن خانم برگشت، طوطی هنوز صحبت نمی‌كرد. صاحب مغازه پرسید: نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی است؟ طوطی‌ها عاشق نردبان هستند. آن خانم یك نردبان خرید و رفت. اما روز بعد آن خانم باز هم آمد. صاحب مغازه گفت: آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ نه. خوب مشكل همین است. به محض اینكه شروع به تاب خوردن كند، حرف زدنش تحسین همه را بر می‌انگیزد. آن خانم با بی میلی تابی خرید و رفت. وقتی آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهرا اش كاملا تغییر كرده بود. او گفت: طوطی مرد. صاحب مغازه یكه خورد و پرسید: واقعا متاسفم. آیا او یك كلمه هم حرف نزد؟ آن خانم پاسخ داد: چرا درست قبل از مردنش با صدایی ضعیف از من پرسید مگر در آن مغازه، غذایی برای طوطی‌ها نمی‌فروختند؟



طبقه بندی: داستان، 

تاریخ : 1392/11/17 | 23:36 | نویسنده : حمید بیاری | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.