تبلیغات
تازه كار " وبلاگی متفاوت و نو " - کلیاتی در مورد اعتیاد
اعتیاد چیست؟ 
شاید به نظر كسى كه همسر ش مواد اعتیاد آور مصرف مى كند عجیب بیاید چرا این سوال از او پرسیده مى شود و در جواب بگوید ما كه با اعتیاد زندگى مى كنیم. البته جواب درستى است ولى قصد ما از این فصل هم آشنایى بیشتر با موضوع اعتیاد است و هم آشنایى همسرانى است كه تازه دچار مشكل شده اند و اطلاع كافى ندارند.
در این خصوص همسرى مى گوید :
وقتى متوجه شدم همسرم كراك مصرف می كند خیلى ناراحت شدم و به او گفتم تو معتاد هستى ولى او عصبانى شد و گفت تو به من می گویى معتاد ، مگر من گوشه كوچه افتاده ام ، مگر من بى پول هستم ، من براى خودم كسى هستم ، من صاحب یك شركت هستم، تو به من توهین كردى و من تو را نمی بخشم . من هم باور كردم و از او معذرت خواستم زیرا من هم فكر می كردم معتاد كسى است كه گوشه خیابان افتاده است. من نمی دانستم كه .....
بله او نمى دانست كه معتاد چه ویژگى هایى دارد و نمى دانست كلمه اعتیاد از نظر بسیارى از مردم ضد ارزش است و كسى دوست ندارد با این نام او را صدا بزنند. ولى آیا نباید كلمه اعتیاد را به كار برد ؟ براى جواب این سوال توجه شما را به  این مطالب  جلب مى كنم.
بعضى از متخصصان به جاى كلمه اعتیاد از اصطلاح وابستگى به مواد استفاده مى كنند. زیرا فكر مى كنند در بعضى جاها ممكن است كلمه اعتیاد یك برچسب غیراخلاقى باشد و براى كارهاى آموزشى مشكل ایجاد كند . بعضى هم فكر مى كنند این كلمه نمى تواند ویژگى هاى فرد مصرف كننده مواد را به خوبى بیان كند. اما چیزى كه مهم است برداشت ما از این كلمه است اگر در جایى كه شما زندگى مى كنید امكان استفاده راحت از این كلمه وجود دارد از نظر بسیارى از متخصصین اشكالى ندارد، اما شما مى توانید به جاى این كلمه از وابستگى به مواد هم استفاده كنید.


وابستگى به مواد چیست؟ 
"اعتیاد یا وابستگى به مواد یك بیمارى مزمن و عود كننده است كه موجب می شود فرد در بیشتر موارد ، با این كه می داند مصرف مواد براى خودش و اطرافیانش مضر است، به اجبار براى به دست آوردن و مصرف آن تلاش كند."  اعتیاد بیماریى است كه به مغز و فعالیت هاى مغزى آسیب مى رساند. هم چنین بعضى از بیمارى هایى كه به سیستم مغز و اعصاب مربوط هستند مى توانند شخص را مستعد وابستگى به مواد اعتیاد آور كنند.
هرچند اغلب افراد داوطلبانه و به دلخواه خود مصرف مواد را شروع مى كنند ولى تغییراتى كه مواد اعتیادآور در مغز ایجاد مى كنند باعث مى شود به دلخواه خود نتوانند مصرف آن را كنار گذارند و قادر نباشند در برابر وسوسه مصرف مواد و مشكلاتى كه با مصرف نكردن آن بوجود مى آید ، طاقت بیاورند. براى همین ترك سوء مصرف مواد با مشكلات زیادى همراه است . خوشبختانه مداخلاتى وجود دارد كه به افراد مصرف كننده مواد كمك مى كند بتوانند كنترل خود را به دست بیاورند و در فصل درمان راجع به آن صحبت مى شود.

آیا وابستگى به مواد یكباره به وجود می آید؟ 
بهتر است قبل از پاسخ به این سوآل به قسمتى از خاطرات معصومه توجه كنید
 شوهرم 35 ساله بود كه فهمیدم تریاك مصرف می كند با او صحبت كردم و به او گفتم بهتر است این كار را كنار بگذارى او گفت: "این تفریح من است ، من كه سرگرمى ندارم . گاهى می رویم با دوستان گپى می زنیم و یك یا دو پك هم تریاك می كشیم." من هم قبول كردم و نمی دانستم كه این مواد چه اثراتى بر روى مغز می گذارد و نمی دانستم مصرف گاه به گاه و اختیارى به مصرف منظم و اجبارى می رسد. من می دیدم شوهرم یك سال است تریاك می كشد و هیچ مشكلى براى او و براى ما بوجود نیامده است . ولى كم كم احساس كردم در اخلاق و رفتارش تغییراتى به وجود آمده است و بر عكس گذشته خیلى زود عصبانى می شود ، مثلاً یكبار فرزندمان را كتك زد البته بعد پشیمان شد و حتى گریه كرد. گاهى هم دیر به سر كار می رفت من نمی فهمیدم كه این تغییرات مربوط به اثر این مواد در مغز اوست . خلاصه درد سرتان ندهم بعد از 6 ماه فاصله مصرف او كم شد یعنى از ماهى دو بار به هفته اى یك بار رسید و مقدار مصرفش هم بیشتر شد ، غیبت از كارش هم افزایش پیدا كرد. او حتى دوست نداشت با اقوام و دوستان قدیمى كه مواد مصرف نمی كردند رفت و آمد كند و این موضوع مرا نگران می كرد و از همین جا دعواهاى ما شروع شد. این وضعیت نیز 5 ماه بیشتر طول نكشید و بعد از آن همسرم درفواصل منظم تریاك می كشید و نمی توانست با مقدار قبلى لذت ببرد و براى همین دایم مقدار مصرفش هم بالا می رفت ولى زمانى احساس خطر كردم(حدود 4ماه بعد)  كه متوجه شدم او دیگر تریاك نمی كشد و به مصرف كراك روى آورده است ، او دیگر به من و فرزندانش توجهى ندارد و به دلیل غیب تهاى مكرر از كار به او اخطار داده اند.  او به جایى رسیده بود كه اگر سر موقع مواد براى كشیدن نداشت دچار دردهاى جسمى و روانى بسیارى می شد . او دلش می خواست ترك كند و نمی توانست.
با توجه با این گفته ها به نظر گروهى از متخصصین مراحلى كه یك فرد معمولاً تا وابسته شدن به مواد طى مى كند به شرح زیر است:

1.مصرف اتفاقى : یعنى استفاده از یك ماده تغییر دهنده خلق مانند هروئین بدون در پى داشتن مشكلات. این زمانى بود كه شوهر معصومه مصرف تفننى را شروع كرده بود ولى مقدار مواد كم و فاصله مصرف مواد زیاد بود . این مرحله از یك جهت بسیار خطر ناك است زیرا اگر اطرافیان به فرد اعتراض كنند او نه خودش را معتاد مى داند ونه قبول مى كند كه یك زمانى به این مواد وابسته خواهد شد.

2. مصرف گاه به گاه : یعنى مصرف یك ماده تغییر دهنده خلق مانند هروئین همراه با شروع مشكلات . وقتى بد اخلاقى شوهر معصومه شروع شد زمان شروع مشكلات بود ولى هنوز معصومه احساس نگرانى نمى كرد زیرا شوهرش به ندرت ممكن بود نتواند به سر كار برود و غیبت هاى از كار مكرر نداشت .

3. سوء مصرف: متخصصان معتقدند كه سوءمصرف به معناى مصرف مداوم الكل یا مواد است در حالى كه این كار داراى پیامد هاى منفى براى شخص است.
هنگامى ما از كلمه سوءمصرف استفاده كنیم كه حداقل یكى از ویژگى هاى زیر در فرد مصرف كننده باید وجود داشته باشد:
- ادامه دادن به مصرف مواد با وجود مختل شدن فعالیت های اجتماعی،  شغلی و تفریحی . (مثل غیبت ازكار یا نرسیدن به مسوولیت های شغلی و نداشتن رفت و آمد با كسانى كه مواد مصرف نمى كنند)
- مصرف مواد حتى در موقعیت های خطرناك (مثل رانندگی یا كار با وسایل مكانیكی)
- بروز مكرر یا افزایش تخلفات قانونی (مثل جلب شدن به كلانتری به دلیل مشاجره و دعوا با دیگران)
- ادامه دادن به مصرف مواد على رغم به وجود آمدن مشكلات با دیگران(مثل درگیری با همسر)

اگر یادتان باشد معصومه زمانى احساس نگرانى كرد كه دید هم مقدار ماده و هم زمان مصرف و هم غیبت از كار همسرش افزایش پیدا كرده است و با دوستان قدیمى و حتى بستگانش كه مواد مصرف نمى كنند رفت و آمد نمى كند. مشاجرات معصومه با شوهرش از همین دوره شروع شد . شوهر معصومه گاهى دلش مى خواست ترك كند ولى نمى توانست چون از نظر جسمى و روانى به كشیدن تریاك وابسته شده بود.

4. وابستگى: به معنى مصرف اجبارى الكل یا مواد ، بدون توجه به پیامد هاى منفى آن است یعنى پیامد هاى منفى مثل ایجاد مشكلات زناشویى و یا حتى محكومیت به زندان باعث عدم مصرف مواد نمى شود. این مرحله همان مرحله اعتیاد است. براى این كه به كسى بگوییم وابسته است حداقل باید داراى سه نشانه از نشانه هاى زیر باشد:
- ایجاد تحمل: یعنى افزایش تدریجی مقدار ماده مصرفی لازم برای رسیدن به حالت هاى روانى و جسمانى كه مصرف آن ماده در مصارف قبلى ایجاد مى كرده است.
- ایجاد علایم ترك از مهم ترین مشخصه هاى مرحله وابستگى است در این شرایط فرد وابسته مجبور است براى رسیدن به حالت هایى كه مقدار مشخصى از مواد در او ایجاد مى كرده است، مقدار بیشترى از مواد را استفاده كند و به این ترتیب میزان ماده مصرفى به تدریج در وى افزایش مى یابد.
- بروز علائم ترك: یعنى فرد وابسته در صورت عدم مصرف ماده به عوارض ناراحت كننده جسمى و روانى از قبیل بى خوابى ،درد بدن ، اسهال و بى قرارى دچار مى شود .
- بى توجهى به مسوولیت ها و وظایف : بیمار به تدریج نسبت به آداب و مسوولیت های خانوادگی و اجتماعی خود بی تفاوت می شود( مثل غیبت از كار و بى توجهى به خانواده ).
- تمایل به قطع مصرف : فرد وابسته گاهی به ترك ماده تمایل پیدا می كند ،اما نمی تواند آن را ترك كند
- تداوم مصرف ماده علی رغم آگاهی از عوارض آن . 
- صرف وقت و هزینه براى تهیه مواد: یعنى بیمار به هر طریقى وقت و سرمایه هاى خود و خانواده را براى تهیه مواد صرف مى كند .
در همین مرحله بود كه معصومه احساس خطر كرده بود و شوهر او بسیارى از این علائم را داشت یعنى هم وابستگى جسمى پیدا كرده بود ( اگر مصرف نمى كرد دچار دردهاى شدید بدنى مى شد) و هم وابستگى روانى ( درصورت مصرف نكردن مواد دچار اضطراب یا افسردگى مى شد)



طبقه بندی: بهداشتی، 

تاریخ : 1393/01/18 | 19:35 | نویسنده : حمید بیاری | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.